این مقاله درباره روشهایی است که رهبران میتوانند در دوران بیثباتی، اعتماد ذینفعان را ایجاد و حفظ کنند.
خلاصه :
تجزیهشدن روابط سیاسی جهان، نوسانهای اقتصادی، پیشرفتهای سریع فناوری و عوامل دیگر باعث شده سطح بیسابقهای از بیثباتی به وجود بیاید. در چنین زمانهایی، بسیاری از کسبوکارها در خود فرو میروند و فقط روی کارهایی مثل کاهش هزینهها و جمع کردن نقدینگی تمرکز میکنند.
اما این ذهنیت داخلی میتواند باعث شود از ذینفعان خود مشتریان، کارکنان، تأمینکنندگان، سهامداران و جوامع محلی دور شوند، درست در زمانی که این افراد از شرکتها انتظار دارند روابطی قویتر و حمایتیتر ایجاد کنند تا بتوانند این شرایط را بهتر پشت سر بگذارند.
بهجای چنین رفتاری، رهبران باید رویکرد اعتمادسازی را انتخاب کنند. یعنی بفهمند بیثباتی چگونه روی زندگی ذینفعان و اعتماد ذینفعان اثر میگذارد و اقداماتی انجام دهند که اضطراب آنها را کاهش دهد.
شما نمیتوانید بیثباتی را حذف کنید، اما میتوانید شدت آن را کمتر کنید. سه استراتژی اصلی برای ساختن اعتماد وجود دارد:
- تبدیل شدن به منبع پیشبینیپذیری
- تبدیل شدن به منبع قطعیت
- تبدیل شدن به منبع ثبات
چنین رویکردی در دوران بیثباتی، به شرکتها کمک میکند نتیجههای بهتری در دوران بحران به دست بیاورند و همچنین به آنها اجازه میدهد بعد از بحران، با سرعت بیشتری رشد کنند و از شرایط بهبود، حداکثر بهره را ببرند.
این روزها دوران سختی برای شرکتهاست
بازار درگیر بیثباتی شدید است، مخصوصاً در حوزه سیاستهای اقتصادی و تجاری. گزارش «چشمانداز اقتصاددانهای ارشد مجمع جهانی اقتصاد» در سال ۲۰۲۵ بیان میکند که «بیثباتی به یک ویژگی ثابت اقتصاد جهانی تبدیل شده است. »
۸۲٪ از اقتصاددانهای ارشد، سطح بیثباتی را «بسیار بالا» ارزیابی کردهاند.
شاخص «عدم قطعیت سیاستهای اقتصادی» (Economic Policy Uncertainty Index) نیز امسال به بالاترین حد خود در ۳۰ سال گذشته رسیده است.
در مواجهه با چنین شرایطی، کسبوکارها معمولاً به حالت «حفاظت از خود» میروند:
کاهش هزینهها، نگهداشتن نقدینگی، کم کردن ریسکها.
اما این تمرکز داخلی، شرکت را از ذینفعانش دور میکند—مشتریها، کارمندها، تأمینکنندهها، سهامداران و جامعه.
اگر قرار است اعتماد ساخته شود و نه از بین برود، رهبران باید نگاه خود را از مشکلات شرکت جدا کنند و بفهمند ذینفعانشان دقیقاً با چه نوع بیثباتی روبهرو هستند.
چند داده مهم از Edelman Trust Institute درباره نگرانیهای مردم و ساخت اعتماد ذینفعان:
- ۷۶٪ مشتریان نگران افزایش قیمت کالاها به دلیل تعرفهها و جنگهای تجاری هستند.
- ۷۰٪ مشتریان میترسند نتوانند نیازهای اساسی خود را به دلیل تورم تهیه کنند.
- ۷۵٪ کارکنان نگراناند که افزایش حقوقشان از تورم عقب بماند و از نظر مالی عقب بیفتند.
- ۵۸٪ کارکنان نگرانند اتوماسیون) automation = خودکار شدن کارها) شغلشان را از بین ببرد.
تأمینکنندگان نیز تحت فشار زیادی هستند؛ زیرا بسیاری از شرکتها به دلیل بیثباتی تجاری جهانی، زنجیرههای تأمین خود را تغییر میدهند.
در سال ۲۰۲۵، ۷۱٪ مدیران عامل آمریکایی و ۷۷٪ مدیران عامل اروپایی برنامه داشتند زنجیره تأمین خود را در ۳ تا ۵ سال آینده تغییر دهند. این عدد در سال ۲۰۲۴ بسیار کمتر بود.
نتیجه این فشارها چیست؟
ذینفعان به سمت شرکتهایی حرکت میکنند که رفتارهای اعتمادساز دارند.
شرکتهایی که به نظر برسد فقط درگیر مشکلات خودشان هستند، بهسرعت کنار گذاشته میشوند.
پس رهبران باید نگاه خود را تغییر دهند:
بهجای تمرکز بر بیثباتی داخلی شرکت، باید به شناسایی بیثباتی در زندگی ذینفعان بپردازند. سپس میتوانند چیزی ایجاد کنند به نام:
«حبابهای اطمینان» : فضای کوچکی از آرامش وسط بیثباتی بزرگ
پاداش این رویکرد چیست؟
وفاداری بیشتر مشتری، درگیر شدن کارکنان، همکاری بهتر تأمینکنندگان، بازده بیشتر سهامداران و در نهایت درآمد بیشتر.
نتیجهگیری
رویکرد اعتمادسازی در دوران بیثباتی و تقویت اعتماد ذینفعان نهتنها کمک میکند شرکتها از بحرانها بهتر عبور کنند، بلکه به آنها اجازه میدهد بعد از بحران با سرعت بیشتری رشد کنند.
Dave Cote مدیرعامل Honeywell میگوید:
«در سه رکود اقتصادی مدیر بودهام و هیچوقت ندیدم تیمهای مدیریت به این فکر کنند که تصمیمهای دوران رکود چگونه بر دوران بهبود اثر میگذارد. بهبود همیشه خواهد آمد—و ما باید برای آن آماده باشیم.»
نمونه Twiddy & Co. بهترین شاهد است:
وقتی پلهای ورودی در سال ۲۰۲۱ باز شد، سیل مهمانها وارد شدند.
اگر شرکت نرخ نگهداشت کارکنانش مثل بقیه صنعت فقط ۲۰٪ بود، اصلاً نمیتوانست از این فرصت استفاده کند.
اعتمادسازی در دوران بیثباتی، سکوی پرتاب دوران بهبود است.
